
xa0 xa0 می باره بارون xa0 xa0روی سر مجنون xa0 توی خیابون رویایی xa0 می لرزه پاهاش xa0 بارونیه چشماش xa0 میگه خدایی تو آقایی xa0 من مأنوسم، با حرمت آقا xa0 حرم تو والله، برام بهشته xa0 انگار دستی، اومده و از غیب xa0 روی دلم این جور، برام نوشته xa0 کربلا کربلا کربلا اللهم ارزقنا xa0 می دونم آخر، می رسه یه روزی xa0 xa0کنار تو آروم بگیرم xa0 با چشمای تر، یا که توی هیأت xa0 یا وسط روضه بمیرم xa0 یادم میآد که مادرم هر شب xa0 من و می آوردش، می...
ادامه مطلب